بخش اول.قضیه ٔ گاو
همانطور که میدانیم امروزه تحت قالب ادیان ابراهیمی،((یکتاپرستی)) یکی از پرطرفدارترین نظریه ها برای جویندگان خداست.اما چیزی که کمتر به آن(دستکم در بین عامهٔ مردم) توجه میشود چگونگی شکلگیری و تحول این باور تا به امروز است.چنان که بسیاری از پیروان این ادیان گمان میبرند که مذهبشان به شکل یک پیکیج کامل نازل شده است و چیزی که آنها به آن باور دارند همان است که در روزهای ابتدایی شکلگیری آن مذاهب وجود داشته است.پس به آن متعصب میشوند،بحث جدل میکنند،عصبانی میشوند،و از خونریزی نیز ابایی ندارند.در حالی که تصورات بسیاری از این مومنان ،خدایی قادر مطلق،خالق کل جهان هستی،دارای صفات انسانی(مانند خشمگین شدن،خوشحال شدن،پاداش دادن،جزا دادن و....)میباشد.چیزی که با ذهن کاملن زمینی ما تطبیق یافته است تا بتوانیم آن را درک و پذیرش کنیم.ذهن زمینی ای که زمان را به صورت پدیده ای خطی میبیند،بنابراین برای دنیای کائنات هم به دنبال نقطهٔ شروع و پایان و به وجود آورنده و گرداننده این سیستم عظیم و پیچیده است.در حالی که به زمان به چشم یک بعد مستقل،چنانکه علم امروز بیان میدارد،نگاه نمیکند.در ادیان باستانی تنها به یک خدا به عنوان خدای مستقل زمان اشاره شده آن هم در مذهب ((زروانی)) است.حال خود این کلمهٔ ((زروان)) و تعاریفش به بحثهای مهم آینده مان مربوط است اما در هر صورت در این باور با چیزی به نام خدای زمان رو به رو هستیم.تمام این باورها که امروزه در بین بسیاری به شکل حقیقتی متقن درآمده ریشه هایی دارند که شاید بسیار دور از منطق به نظر بیاید.چونانکه کنکاش دز دل مذاهب و تاریخ و باور به خدایان و خدای یگانه حقایقی را روشن میکنند که اگر به صورت جهانی مطرح شوند میتواند بسیاری از این معضلات کنونی را ریشه کن کند.گرچه نباید فراموش کرد که وجود همین معضلات برای عده ای (مانند رهبران مذهبی و دولتها) نان و آب فراوان در بر دارد و این گروه از افراد،معضل اساسی در راه روشن شدن حقایقند.در این وبلاگ سعی در ردیابی باور به خدای یگانه در دل تاریخ هستیم و نشان خواهیم داد که چگونه ((دو باور عمده)) در طول زمان به مرور این باور را برای بشر به وجود آورد و تا به امروز این دو باور تاثیرات خود را بر سیاستها و جوامع بشری جهانی بر جا گذاشته و میگذارد.
باور اول را در چند مبحث برای شما ارائه خواهم داد و با مرور اتسدلالات و توضیحات با هم به تحلیل آنها خواهیم پرداخت و پس از اتمام به سراغ باور دوم خواهیم رفت و در انتها نیز وجود این دو باور در کنار یکدیگر را بررسی خواهیم نمود.
و اما بعد
به جرات و قطعیت تمام میتوان گفت که یکی از این مسائلی که روند خداباوری و شکلگیری ادیان مختلف را تحت تاثیر مستقیم خود قرار داده است قضیهُ ((گاو)) است.بله گاو!!یکی از مهمترین و اساسی ترین مطالبی که باید به تفصیل به آن پرداخت قضیهُ ((گاو)) و ((گاوپرستی)) میباشد.که امروزه باقیماندهٔ آن هنوز در هندوستان وجود دارد و به غلط مورد تمسخر بسیاری از مردم جهان قرار میگیرد چون آنها گاو،این حیوان نفهم را میپرستند و مسخره کنندگان معمولن خدای یگانهُ خالق کل کائنات را و یا در عین مهوشمندی و روشنگری و مدرنیته همه را انکار میکنند و نام پر طمطراق آتيست را به دوش میکشند و گمان میبرند خیلی از خداباوران جلوترند و آنها هم به نوبهُ خود خداباوران را مورد تمسخر قرار میدهند و به این توجه نمیکنند که تقریبن تاریخ ایمان و کفر برابر است.القصه اینکه باور به گاو،باستانی ترین وگسترده ترین باور است که تمام ادیان امروزی را هم به شکل مستقیم تحت تاثیر قرار داده است.البته ((در کنار یک باور بزرگ و موازی دیگر)) که در مباحث آینده به سراغ آن هم خواهیم رفت.

در مورد باور به گاو و جایگاهش در دوران باستان قلمفرساییهای فراوانی شده است و با یک جستجوی ساده در اینترنت میتوان به گسترش باور گاو در تمام نقاط جهان پی برد.از جملهٔ این منابع میتوانید به این سایت مراجعه فرمایید که در مورد جایگاه گاو در ایران میپردازد.همچنین در اینجا میتوانید یک فایل pdf را دانلود کنید که به جایگاه گاو در اساطیر ملل پرداخته است.
بنابراین به توضیح جایگاه گاو در میان انسانهای باستان نمیپردازیم و تنها به مثالهایی اکتفا میکنیم.مانند یک بیت از ((سنایی)) :
گاو را دارند باور در خدایی عامیان
نوح را باور ندارند از پی پیغمبری...
و یک ضرب المثل فارسی در بعضی مناطق ایران:
((اسم اعظم را فقط گاونر میداند.))...
همچنین عقیدهُ مشهوری در میان یونایان به خصوص وجود دارد که میگوید:
زمین روی شاخ گاو نری قرار دارد. و گاو روی یک ماهی...
و در آخر رباعی معروف خیام:
گاویست در آسمان و نامش پروین
یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت باز کن از روی یقین
زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین
همچنین در اساطیر هند ((برهمن)) که آفرینش را به او نسبت میدهند در پی اینکه همسرش به هیبت ((گاو مقدس)) در می آید خود نیز به صورت گاو نری تبدیل میشود.
که به خوبی نشان دهندهٔ جایگاه باستانی گاو است.همچنین در بسیاری از آثار تاریخی از جمله تخت جمشید ،سمبلهای گاو یا انسان-گاو را به خوبی مشاهد میکنیم که در تمام نقاط جهان این آثار باستانی یافت میشوند.

((سر ستون تخت جمشید))
تندیس گاوی با سر انسان.به کلاه این تندیس توجه کنید که شاخهای گاو روی آن درج شده است و بال دارد:
![]()
((ٰThis is the Assyrian Lamassu at the Oriental Institute Museum at the University of Chicago))
همچنین در مصر که پرستش گاو به وضوح آثار آن دیده میشود:

((France, Paris, Musee du Louvre, Egyptian Civilization, New Kingdom (1540-1075 B.C.)))
همچنان که دیدید و چند نمونهُ مختصر آورده شد باور به گاو در همه جای جهان وجود داشته است.اما همانطور که در یکی از تصاویر مشاهده کردید تندیس گاو دارای ((بال)) بود که این مساله نشان دهندهُ این است که این یک گاو معمولی نیست و گاویست که از آسمان آمده.مانند تصویر زیر:

((Winged bull between two floral friezes Circa 510 BC Palace of Darius I, Susa, Iran Louvre))
این گاو آسمانی در میان مردمان باستانی و کوچ نشین فلات ایران با نام ((اهورا)) یا ((اخورا)) نامیده میشده که واژهُ ((اهورامزدا)) هم به معنای ((گاو همه چیز دانا)) از همین باور به گاو آمده است.و جایگاه مقدس گاو نیز در باور زردشتیان به خوبی واضح است و از آن به عنوان حیوان مقدس نام برده میشود.همچنین واژهُ ((اخوراخوددانا)) به معنای((گاوی که خودش همه چیز را میداند)) - و از کسی نیاموخته است - به مرور زمان کوتاه شده و به ((خوددانا)) و سپس به ((خودا)) و ((خدا)) تبدیل میگردد.همچنان که این تعبیر ((دانایی)) برای گاو همچنان در زبان ترکی قابل مشاهده است و به گاو جوان میگویند((دانا)) !
همچنین باید به این نکته توجه داشت که هر کلمه در جغرافیای مختلف با گویشهای مختلف بیان میشود که ریشه یکسانی دارند.مانند همین واژه اهورا که به اشکال اگورا ،احورا،احورا و.... بیان میشده است و واژهء ((آخور)) هم برگرفته از همین اخورا میباشد.همچنان که واژه ها ((خوزستان))((خراسان)) هم بر گرفته از همین اخورا میباشد.کلیپهای آقای ((یزگرد ساسانی)) توضیحات بسیار جامعی در ارتباط با واژه های مشتق شده از گاو ارایه میدهد که برای جویندگان حقیقت میتواند بسیار مفید باشد.
همچنین لهجه ها هم در تلفظ این کلمات بسیار مهم هستند.مثلن در منطقه ما(استان فارس) به گاو ((گو)) میگویند و در انگلیسی هم به گاو ((cow)) میگویند که همان واژه هست.همچنین واژه ((god)) هم از ((گو دانا)) یا از ((گودا)) که تلفظی از خداست برگفته شده.ریشه لغات مختلف بحث گسترده ای را میطلبد اما اشتراک واژه ها در زبانهای مختلف امری بسیار رایج و طبیعی ست و گاهی چنان پیچیده میشود که تشخیص آن دشوار میشود.
پس چنانچه که گفته شد نه تنها گاو مورد پرستش قرار میگرفته بلکه کلماتی مانند ((خدا)) و ((god)) هم بر گرفته از همین واژهُ گاو است.و نکتهُ دیگر اینکه به وجود دو گاو در آسمان معتقد بوده اند.خورشید که برگفته از ((اخوراشایدانا)) میباشد گاو نر، و ماه که در زبان کردی همچنان به آن ((مانگ)) میگویند به معنای ((ماده گاو)) میباشد.(ی.س)تلفظ دیگر خورشید که در کتبی مانند شاهنامه نیز به آن اشاره شده ((هورشید)) است که با کوتاه شدهٔ((اهوراشایدانا)) است.شاهد دیگری که میتوان بر این ادعا آورد که خورشید در نگاه باستانیاین گاو نریست این است که به نقل کتاب کلیدر محمود دولت آبادی در روستاهای خراسان به غروب خورشید میگویند ((گاو گُم)) یعنی گاوی که گم میشود و خورشیدی که پنهان میگردد..نکتهُ جالب دیگر اینکه این تلفظ ((اخوراشایدانا)) تبدیل به ((اخوراشایتانا)) میشود و واژهُ ((شیطان)) یا ((شیتان))نیز کوتاه شدهُ همین کلمه است.پس در کمال ناباوری میبینیم که واژه های شیطان و خدا هر دو از یکجا سرچشمه میگیرند و اینکه چرا شیطان به موجودی بر ضد انسان اطلاق میشود در حالی که موجودی آفرینندهُ انسان به حساب میرفته،و اینکه گاو چگونه به جایگاه خدایی رسیده،خود موضوع مباحث آیندهُ مان است.این نکته را هم باید قید کنم که در این بخش از وبلاگ که از کلمهٔ ((گاو)) استفاده میکنم منظورمان تقریبن در اکثر موارد ((گاو نر)) است و گاو ماده بنا به دلایلی به مبحث دوممان مربوط میشود که در بخش دوم وبلاگ به تشریح آن خواهم پرداخت.